پرت و پلاهای من

سلام

یه عالمه اتفاق از تاریخ آخرین پستم تا الان افتاده که نمی دونم کدومو بنویسم. نمی خوام قصه بگم تاریخ نویسم که نیستم. حالا بعدا می گم که از ترکیه که برگشتم قرار بود دخترعمه و پسر عموم که با هم همسرن با دعوتنامه همسری بیان پیشمون و منم که عاشق مهمون خیلی خوشحال بودم و چی شد که نشد. بعدش یه مهمونی خاصی داشتم که مهمونا همه ایرانی بودن و قرار بود یه خانم آلمانی بیاد و براشون حرف بزنه و بازاریابی و چی شد که نشد و نیومدن و چه آبروریزی ای شد از این ایرانیا پیش مهمون آلمانی. بعدش لوزه ام چرک کرد و دو شب مهمون بیمارستان شدم و شیشه شیشه آنتی بیوتیک تو خونم کردن اونم این آلمانیایی که آنتی بیوتیکو فقط دم مرگ به آدم می دن. بعدش یه  سفر ناگهانی به پراگ و دیدار برادر خوبم و خونوادش در پراگ. بعدش مهمونیای دوستانه ایرانی و خبرچینی های یه دوست از اونچه دوست دیگه پشت سرم گفته و به هم ریختن اعصاب و روانم و خلاصه یه عالمه پرت و پلای به معنای واقعی.

از مرمر جونم شرمنده ام که حتی ای میلی که نمی دونم چطوری پریده و نه به دستش رسیده و نه تو فولدر نامه های ارسالی و نه تو پیش نویسام سیو شده دوباره نویسی نکردم اما خدا شاهده همیشه دعاگوش بودم و هستم. از دوست گلی که قراره امروز مادر بشه و فعلا خبری ازش نیست و باید بهش زنگ می زدم و نشد. از لیلا خانم گل که هی یه سک سک می کنه و دیگه ازش خبری نمی شه. از همه دوستای گلی که وقت کم میارم به وبشون سر بزنم. اما از همه بامزه تر این کامنت کعبه جون بود که تو کامنتدونی پست قبلیه.

کعبه جون همسرم در کمال ناباوری همه و درست دوماه بعد از دعوای سختی که سر سیگارش داشتیم چون دکتر پسرک گفت سرفه های زیادش ناشی از سیگار باباشه که فکر می کرد چون تو آشپزخونه و دم پنجره می کشه پس وظیفه اش کامل شده، الان درست سه ماهه که سیگار نمی کشه. البته از این سیگار الکترونیکی ها می کشه که چیزی از پستونک کم نداره اما هرچیه پسرکم دیگه سرفه نمی کنه و خونه و لباسامون بوی دود سیگار نمی ده. دیگه هم لازم نیست هرکی از ایران میاد بهش سفارش سیگار بدیم.نیشخند

رز هم پسرش که بزرگ و خیلی ناز هم شده هیچ یه دختر کچل و  زشت و بی اندازه شیرین هم داره که البته کچلی اش اینجا عادیه اکثر بچه های آلمانی تا دو سالگی مو ندارن. بعدا یادم بنداز حکایت تولد پسرش رو برات تعریف کنم که از خونواده پدری اش تنها کسی که رفت من و همسری بودیم.

چند شب پیش با همسری رفتیم سینما فیلم جدایی نادر از سیمین رو دیدیم. فکر کنم جز ما نهایتا یه زوج ایرانی دیگه هم بودن و بقیه همه آلمانی و البته اکثرا مسن هم بودن. سالن کوچیک بود و تعداد خیلی زیاد نبود اما الان برای خودم هم خنده داره که همش تو صحنه های فیلم به تمام ریزه کاری ها با وسواس تمام نگاه می کردم که چیز بدی توش نداشته باشه که این آلمانیا فکر کنن ما خیلی بدبختیم. از دیدن خونه نادر با یه کتابخونه بزرگ و پر از کتاب کلی حال کردم. اینا فکر می کنن ماها خیلی بی سوادیم. خودمونیم چرا ما اوشینو که دیدیم فکر نکردیم همه ژاپنی ها خیلی بدبخت و بیچاره ان؟ از یه طرف هم خیلی خوشم اومد از اینکه مسئله نجس و پاکی و آب کشیدن بدن و لباس جیشی رو مطرح کردن از بس که من دلم از این بی آبی توالتای اینا خونه. هر کی از ایران میاد خونه ما به خصوص فامیلای همسری یه عالمه دعا به جونمون می کنن که تو توالتمون شیر آب داریم اخه خواهر برادراش هم براشون مهم نیست و فکر می کنن اگه بد بود آلمانیا حتما زودتر از ما یه فکری براش می کردن. برای همین هر کی میاد خونه ما اول یه دل سیر (به قول ملودی) رنگ کاشی های توالتمونو نقد و بررسی می کنن. خود من اون موقع که تو مدرسه و بعدش تو دانشگاه کلاس زبان می رفتم جدا هنوز نمی دونم کاشی های توالتشون چه رنگیه اما می ترکیدما...

شرمنده نیومدم نیومدم حالام که اومدم با یه پست بوگندو سررسیدم.

حالا بگم از بیمارستانی که توش بستری بودم.

تو آلمان هر شهری که دانشکده پزشکی داره یه مجتمع کلینیکی بزرگ هم داره با یه عالمه ساختمونای مجزا که هرکدوم اختصاص به یه تخصص پزشکی دارن و شامل کلینیک و بیمارستان اون تخصص می شن پسرک منم تو بخش زنان و زایمان همین مجتمع به دنیا اومده که وضعیتش بد نبود. اینبار به خاطر عفونت لوزه ها سر و کارم با گوش و حلق و بینی افتاد که چشمتون روز بد نبینه. دکترا و پرستارا ماه، اخلاقا بیست اما .... اما..... چی بگم از ساختمونش که می گفتن مال شصت سال پیشه... لامصب کل طبقه سه تا توالت داشت تو راهرو رو یکیش نوشته بودن خانما رو یکیش آقایون رو یکیش هیچی ننوشتن حتما دور همه وسط بوده دیگه... دو تا هم حموم تو همون راهرو فکر کننننننن ...

من تو سه روزی که اونجا بودم سه بار رفتم توالت یه بارم تو حموم کارمو کردم خجالت. صبحی که گفتن مرخصی منتظر همسری هم نشدم وسایلمو برداشتم و پریدم بیرون تاکسی نبود با اتوبوس خودمو رسوندم خونه و اول پریدم تو توالت و بعدم حموم تاااااااااااا  تازه چشمام باز شد خونه رو دیدم. نیشخند خب اینم یه چشم انداز این مملکت تمدن. بازم میام به جون مامانم راست می گم دیگه حتما میام یه عالمه تعریفی دارم براتون.

فعلا

راستی ماه مبارک رمضان مبارکتون باد.

روزای اینجا خیلی طولانیه سحر ساعت 2 صبح و افطار نزدیک 10 شب. موقع دعا ما رو هم یاد کنید لطفا.

بوس بوس

 

 

/ 53 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

این پیام مال من نیست ولی بخونش: ولی بخونش تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش. اینو تائئد کن تا همه بخونن اینو با اسم من رواج بده

امیر مهدی بی نشان

__$$$$$________________ $$ __$$$$$$$______________ $$$ __$$((?))$$$____________$$$$ __$$$$$$$$$$_________$$((?))$ __$$$'¤'¤'$$$$$______$$$$$$$$$ __$$$¤'¤'¤'¤$$$$___$$$$'¤'¤'¤$$$ __$$$'¤'سلام'¤$$$__$$$¤'¤'¤'¤$$$ __$$$$'¤خوبي'¤$$$ $$$'¤'¤'¤'¤'$$ ___$$$$'¤'¤'¤'¤'¤$$$ $$'¤'¤'¤'$$$ _____$$$$'¤'¤'¤'¤$$$ $$'¤'¤'$$$ __$$$$$_$$$'¤'¤'¤'¤$ $$'¤'¤$$ _$$((?))$$$$$_$$$$$$$$$$$_O_O $$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$$_ _ $ $ $$$'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤$$$$_$$___$ $ $$$'وب زيبايي داري'$$$$__$$$ $$$$'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'

کعبه

بابا بیا بنویس دیگه . چرا همه بی انگیزه هستن ؟؟؟؟ [ناراحت]

بهاره

سلام هموطن نازنینم چقدر خوشحالم که با وبت آشنا شدم محتوای مطالبت رو خیلی دوس داشتم بخاطر همین لینکت کردم خانمی امیدوارم زندگی سراسر شادی و نشاط داشته باشی

ني لا

سلام دوستم سومین سالگرد بابا در راه است . برای همین می خواستم یک ختم قرآن بگزارم و امیدوارم که صوابش به همه ی عزیزانمون که دلتنگشون هستیم برسه . ممنون همراهیتون هستم .

آدم

ای کاش ایوب بود و می آموختم صبرش را ای کاش سلیمان بود می آموختم زبان حیوانات را

کرباسی آرانی

سلام چه روزگاری داری اگر می خواهی یک مچ از این آلمانی ها را به تور مرنجاب بیاور من در آران و کاشان هستم شاید برای من و تو پولی بدست آید